فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
15
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
عازم سفر بود ، سفير ، بىوقفه چه زبانى و چه بوسيلهء چند افسر پير كه بايد با همان ناو گروه حركت كنند ، به وى يادآورى كرد كه كشتيهاى انگليسى كه در برابر سورات لنگر انداختهاند مطلقا قابل اهميت نيستند و بهيچوجه مانع عمل كرد كشتيهاى اسپانيا نخواهند بود . زيرا اين كشتيها نه به عنوان دشمن بلكه صرفا به قصد تجارت بدان ناحيه آمدهاند و نايب السلطنه بايد شخصا به هرمز برود و از آن ناحيه به عنوان برترين پادگان و مهمترين آمادگاه سراسر هندوستان ، در برابر شاه ايران دفاع كند . اين نظر به بسيارى دلائل متقن متكى بود كه نمىخواهيم با بيان آنها بر حجم اين سفرنامه بيفزائيم . اما سفير ، نايب السلطنه را هنگام گفتگو در اين موارد شگفتزده و كاملا نامصمم مىديد . زيرا گاه مىگفت كه دلائل وى را بسيار متقن مىبيند و به سفارش وى عمل خواهد كرد و گاه بهانه مىآورد كه نمىتواند خود را خيلى از هندوستان دور كند . اگرچه از حرارت اندكى كه در تهيهء مقدمات كار بروز مىداد حدس زده مىشد كه قصدى جز اتلاف وقت ندارد و آنچه بيشتر حاكى از دودلى وى بود آنكه مىخواست به انگليسيها آنقدر وقت داده شود كه كشتيهاى خود را بارگيرى كنند و از بندر خارج شوند تا در نتيجه هنگام رسيدن به هرمز ناگزير به درافتادن با آنها نگردد . اين نيت از وضع ناو گروه همراه وى نيز معلوم بود زيرا ناوگان مزبور از هرگونه تجهيزات اصلى و مورد لزوم براى روبرو شدن با دشمن عارى بود . درست است كه ناو گروه از تعدادى كشتيهاى بزرگ مركب گرديده بود ، اما تعداد خدمه و ملاحانش اندك و ناچيز بود . سفير كه ملاحظه كرد هيچگونه نشانهاى بر اينكه بتواند نايب السلطنه را وادار به رفتن به هرمز كند وجود ندارد ، از او درخواست كرد كه موافقت كند خودش نيز با او همراه شود و قول داد كه در هر شرائطى در خدمت او باشد . به شرط آنكه هنگام